یه کلک کوچولو
انگار چاره دیگه ای برام نمونده باید یه جوری این موضوع رو حل کنم. دیگه داره کلافم میکنه. آخه اینجوری که نمیشه که هر بار موقع خوابیدن 2 تا 3 ساعت روپام تکونت بدم...
بالاخره که باید یاد بگیری خودت بخوابی .
مامان ملینا ( همکلاسی آتنا ) می گفت ملینا اصلا عادت نداره رو پای من بخوابه. شبا کنارش دراز میکشم ، قشنگ خودش میخوابه .
من که با غصه به حرفاش گوش میدادم ، گفتم ولی آتنا موقع خواب منو کلافه میکنه. نه راضی میشه رو پای کس دیگه ای بخوابه ، وقتی هم رو پای خودم خوابش میبره تا میخوام بذارمش زمین ... روز از نو روزی از نو ...
خلاصه بگم براتون خوابیدن آتنا واسم شده بود یه معضل حل نشدنی.
تصمیم گرفتن یه فکر اساسی بکنم. یکی از پاهامو بستم و جوری وانمود کردم که پام شدیدا درد میکنه.
از اونجایی که آتنا بچه فوق العاده دلسوز و مهربونیه با دیدن پای باند پیچی شده من خیلی ناراحت شد. براش توضیح دادم که دیگه نمیتونم بذارمت روی پام و باید خودت بخوابی. اونم قبول کرد .
اولین شب نگران بودم که بیتابی کنه و نخوابه. ولی اینطور نشد و خوشبختانه با یه قصه خوابید.
خیلی ذوق زده بودم ، آخه این موضوع کم کم داشت دیوونم میکرد.
الان 2 3 شب میشه که دیگه اصرار نمیکنی رو پام بخوابی و خیلی خوشحالی که خودت میخوابی.
فقط امیدوارم وقتی بزرگتر شدی و این مطلب رو خوندی ازم دلخور نشی، من واقعا دلم نمیخواد بهت دروغ بگم ، ولی ت این مورد خاص کار دیگه ای ازم برنمی اومد. باور کن عزیز دلم.
راستی بابا مهدی هم واست یه جایزه گرفت که خیلی شیرینه تو خیلی دوسش داری .
خدا رو شکر با این موضوع راحتتر از اونی که تصور میکردم کنار اومدی .
خیلی دوست داربم ... عاشقتتتتتتتتیبییم دیوونه وار کوچولوی نازنینم


یه کلک کوچولو